معجزه ی خنده و احساس چاپلین

 تاثیرچارلی چاپلین بر پیدایش سینما 


به قول بزرگی، طنز چیزی است که بر لب لبخند، در ذهن، اندیشه و بر چشم، اشک ایجاد کند. اگر قسمت سوم را با بیانی کامل تر حزن قلبی تعبیر کنیم. این گرد آمدن هر سه خصیصه در آثار چاپلین خود را نشان می دهد.

چارلی چاپلین

اگر پرداختن به یکی از گونه های ساخت دست بشر، باعث ایجاد نام و نشانی برای بعضی از آدم ها می شود، مثلاً اگر کسی نقاشی می کشد که به عنوان نقاش مطرح شود این که نقاشی هنری ارزشمند است و هر کس تجربه ای در آن بیندوزد ،خوب قاعدتاً عنوانی دست و پا می کند، برخی دیگر هستند که خود مایه فخر پدیده ای هستند که به آن پرداخته اند. سینما، جادویی است که در ایجاد شهرت و ثروت از هر زمینه ی علمی و هنری دیگر مشتاقان بیشتری دارد. جادوی سینما، آدم ها را به خود جلب می کند تا اهالی اش را ماندگار کند. امادر این میان هستند کسانی که هنرشان مایه ی فخرشان نیست. این آنان هستند که مایه ی فخر هنرشان شده اند. سینما اگر سینما شده است، نام و نشان خود را مدیون اسم هایی است که هر قدر تکنولوژی های پیشرفته ظهور کنند غباری بر نام و نشان قدیمی این قدیمی ها نخواهد نشاند.

اصلاً اگر سینما، سینما شده است برای این است که کسی مثل چاپلین در آن هست. این سینما نیست که چاپلین را پرورش داده. چاپلین در کنار نام های دیگری مثل اورسون ولز، جان فورد، دیوید  گریفیث، آلفرد هیچکاک، بیلی وایلر، اساس سینما را پایه گذاری کرده اند. اما باید پذیرفت که چاپلین نابغه ی قرن است. چاپلین تنها منحصر به سینما نیست. سینمای چاپلین سینمای انسان هایی است که از حزیز به اوج سرک می کشند ولی باز به همان فرودست بازمی گردند. این بازگشت، بازگشتی خودخواسته است در عین این که به طرفه العینی باز به همان اوج برمی گردند. اخلاق گرایی که در فیلم های چاپلین وجود دارد نوعی مصونیت محتوایی برای پدیده ای است که در دعواها و اداهای خلاف عادات انسانی گرفتار شده است. دعواها و اداهای فلسفی آوانگاردی که تنها درپی چرایی یا چگونگی نیستند آنچه ملاک ارزش گذاری است فقط همان نوآوری است. نوآوری باید بوی تازگی بدهد نه این که هر چه پیش از این نبوده است و مطابق فطرت بشری نیست به بهانه ی تجدد، به خورد اجتماع داده شود. چاپلین شیوه ای از هنر را به تصویر کشیده است که بر اساس موازین اخلاقی متعالی بشری باشد. این همه، تنها بررسی موضوعی و محتوایی آثار چاپلین است از نظر نوع روایت داستانی در فیلم های چاپلین همه نوع قصه  دیده می شود چاپلین فیلم های کوتاه و فیلم های بلندی ساخته است که در تمامی آن ها رعایت اصول دراماتیک در نظر گرفته شده است.

اصلا اگر سینما ،سینما شده است برای ��ین است که آدمی مثل چاپلین در آن حضور دارد

هم چنین سینمایی که امروز در جهان متداول است ،آنچه غالب شاکله ی فیلم ها را تشکیل می دهد بر اساس شیوه ای است که چاپلین و تنها یکی دو نفر دیگر در سینما پایه گذاری کردند. (اورسون ولز و دیوید گریفیث) پیش از چاپلین نزدیک به دو هزار و اندی سال تئاتر مدون و مکتوب در جهان وجود داشته. این ثبت تاریخی تنها مربوط به متون نمایشی نیست که بالذات، گونه ای ادبی هستند ولی آنچه به عنوان هنر بازی سازی و بازیگری سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده در دانش دراماتیک چاپلین هم وجود داشته اما نوع روایت در سینما تفاوت عمده ای با تئاتر دارد. در تئاتر داستانی روایت می شود که تمرکز بر وسایل صحنه یا هر کدام از اشخاص بازی را به تماشاچی اجبار و القاء نمی کند و تماشاچی مختار است از هر زاویه ای که دلش خواست داستان و صحنه را ببیند ولی در سینما شیوه ی روایت به زاویه دید انتخاب شده از طرف کارگردان برمی گردد و این هنر امثال چاپلین و ولز را در شکل دادن ساختار روایی و بصری سینما پیشتر مشخص می کند.

شاعرانی که اولین ابیات را سروده اند، نویسندگانی که اولین داستان ها را ساخته اند همیشه از جایگاه ویژه ای برخوردارند، چه، آن ها الگویی برای خلق هنری نداشته اند. و جایگاه منحصر به فرد چاپلین نه فقط در سینمای کمدی که مفهوم کلی سینما به این جهت جاودانه است.  الگوهای زیبایی شناسی در سینمای چاپلین همان چیزی است که امروز در دانشگاه های سینمایی به عنوان متد اصلی سینما تدریس می شود.

چاپلین تنها کسی در سینماست که مفهوم طنز و کمدی را در کنار احساس های دقیق انسانی به تصویر می کشد لحظات عمیق از زندگی ولگردی که با وجود لبخند یا قهقهه ای که در تماشاچی ایجاد می کند، اندیشه  یا حزنی در ذهن و روح پدید می آورد .

مجتبی شاعری

بخش سینما وتلویزیون تبیان

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه